فصل بيست و نهم
زمينهٴ ديني
(نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم)
الف. قلمرو مسيحيت
فرانسيسيان و دومينيكيان
دو فرقهٴ بسيار بزرگ رهباني (راهبان سائل مسيحي)1، در ربع اول سدهٴ سيزدهم، ايجاد شد، و اين فرقهها نقش بسيار مهمي در تاريخ ايفا كردند، و افراد زيادي از آنها در رشد فلسفه و علم سهيم بودند، كه بدون عطف توجه كافي بدانان نميتوان افكار آن عصر و چند سدهٴ بعدي، را خوب درك كرد. فرقهٴ فرانسيسي2 در 1210، تأسيس شد و فرقهٴ واعظان3 در 1215. پيش از گفتگوي جداگانه از هر كدام، بايد به ويژگيهاي مشتركشان توجه كنيم. در حالي كه اكثريت راهبان مسيحي از مردم ميگريختند، و ميكوشيدند روزگار خود را در صومعههاي دورافتاده بگذرانند، و تا ميتوانند از دنيا دوري گزينند، سائلان به ميان مردم ميرفتند؛ آنان بهجاي رفتن به قلب روستاهاي دورافتاده به شهرهاي بالنده ميرفتند تا براي تودههاي مردم موعظه كنند. آنان با صومعهها ارتباطي نداشتند، بلكه فقط به فرقهٴ خود مربوط بودند، و مانند يكهسربازان مسيح بودند كه هر كدام به سهم خويش براي نجات امت ميجنگيدند. آنان خيلي زود دريافتند كه بدون در دست گرفتن آموزش و پرورش رهبران، نجات امت ميسر نيست؛ از اين رو كوشيدند تا كرسيهاي استادي دانشگاهها را، به ويژه در پاريس، به دست آورند، و اين موجب كشمكشهاي فراواني ميان آنان و ساير استادان كلام مسيحي شد.